زندگیمان را نمیدانم دقیقا داریم وقف چه میکنیم، فقط در تلاشیم دنیایی از زندگی خود بسازیم که همه از دور ببینند و لذت ببرند، که صدای به به و چه چهشان در شهر بپیچد و همه بگویند خوش به حالشان!اما غافل از آنکه واقعیت خیلی متفاوت است مثل بسته شکلاتی که خیلی زیبا و شکیل بسته بندی شده و زرق و برق ظاهرش چشم هایت را کور میکند و بی هیچ دلیلی بر اساس ظاهرش درباره باطنش تصمیم میگیری، غافل از آنکه چقدر شکلات بد مزه و دوست نداشتنی است
زندگیمان شده دعوا و تشکیل گروه ها و کمپین های حامی زنان یا مردان! شعار دادن برای آزادی!و تساوی زن و مرد! دقت کنید حقوق زن و مرد نه! بلکه تساوی زن و مرد! آنقدر هم خودمان را درگیر این مسائل کرده ایم که مفهوم زندگی و با هم بودن را از یاد برده ایم! آخر اگر قرار بود زن و مرد تو همه مسائل به یه اندازه سهم ببرند که چه نیازی بود به وجود دو جنس!خب همه موجودات یا مرد میشدند یا زن! چه کاریه خداون زن و مرد آفرید! !!!مشکل ما اینه که فقط یه چیز را شنیده ایم و بدون هیچ تفکری فقط از آن حرف پیروی میکنیم، چقدر خانوم ها با خودشان با تواناییهاشان با وظایفشان و با علت وجودشان آشنا هستند؟!چرا باید یه زن تصور کند باید با یک مرد یکسان باشد؟چقدر یک مرد با خودش با توانایی هایش با علت وجودش و وظایفش آشنایی دارد؟ چرا همه علیه هم بلند شده اند و به جای آنکه کنار هم و پا به پای یکدیگر زندگی را بسازند در تلاش هستند تا هر یک برتری خودشان را نشان بدهند؟!اصلا مگر میشود بین دو وجود متفاوت گفت کدام یکیشان برتر است؟ هر کدام وظایف و خصوصیات و ویژگی های خاص و منحصر بفرد خودشان را دارند.. بیایید دست برداریم از این همه جنگ و دعوا و فریادهای بی دلیل! !!
بیایید به جای فریاد زدن به جای حرفهای پوچ و تو خالی و هدر دادن عمر و جوانیمان کمی خودمان را بشناسیم، کمی با حد و مرزهای زندگی آشنا شویم، بیایید یادبگیریم زن و مرد در کنار هم معنا میگیرند و وجودشان مکمل همدیگر است، بیایید بین حریم شخصی و حریم خانواده و حریم جامعه فرق بگذاریم! بیایید باور کنیم زندگی پر از قانون و تبصره و خط قرمز و .. است و نباید همه را با یک چوب زد! بیایید خوب زندگی کردن را یاد بگیریم:)
برچسب:
نویسنده: سام جلالی