راضی ام به رضای تو ...

متن مرتبط با «اس ام اس اگه قرار بود» در سایت راضی ام به رضای تو ... نوشته شده است

فنجون قهوه ات را انتخاب کن تو به مراسم قهوه قجری دعوتی

  • نیلوبلاگ

    قهوه ات را شیرین تر کن ، بگذار طعم تلخ آن را فراموش کنی ،قهوه ات را بنوش آرام و از جرعه جرعه آن لذت ببر، ومن خیره میمانم به حالت چشمانت و به نفسی که به شماره در می آید یا نه!!!سهم تو از قهوه قجریم چه میتواند باشد؟؟جرعه ای قهوه شیرین یا آرامشی ابدی؟؟...

    ادامه مطلب
  • هرچی دست و پا میزنه بیشتر تو باتلاقی که ساخته فرو میره ، سالهاست که مرده ولی همچنان به دَر ها میکوبد شاید رها شود ...

  • نیلوبلاگ

    دستشو که گرفتم ، تمام وجودم یخ زد فقط دلم میخواست زودتر دستهامو از دستهاش جدا کنم . 13 ساله پیش فهمید که باید مسیرش رو عوض کنه ، بچه ی 3 ماه ای که باید تو بغل مهری خانم ،همسایه طبقه بالا، بزرگ می...

    ادامه مطلب
  • جام جهانی چشمات

  • نیلوبلاگ

    دستام میزارم زیر چونه ام ، نگاهمو میدوزم به حرکاتش ، قدمهاش رو میشمرم و تلاش میکنم نحوه ی راه رفتنشو و فاصله بین قدمهاش. رو به خاطر بسپارم ، میدونم عادت داره طوری رفتار کنه که انگار. سرِش تو کاره خود...

    ادامه مطلب
  • پیامک از دیار شرکت!

  • نیلوبلاگ

    خب با این شرایط عالی اقتصادی بعید نیست که یه بررسی از مرجع پیامک طبق کپی رایت از سمت شرکت براتون ارسال بشه و حاوی نظر سنجی برای بقای شرکت و خودتان باشد ، با این مضمون: با کدام گزینه موافق هستید؟ 1.تعدیل 100 نفر از همکارن 2. کس...

    ادامه مطلب
  • حافظه نیست که ،تا کم میارم برا خودم اسم میسازم:)))

  • نیلوبلاگ

    + بنظرت برم بدنسازی؟ من: بدنسازی چیه بیا برو این ورزش باحاله RTU +RTUچیه؟!!! من: همون ورزشه با کِشه،از در و دیوار آویزون میشی :/RTUدیگه:/ +منظورت TRX؟؟!:))) من:همون همون .. مهم نیته:))))...

    ادامه مطلب
  • از لحظات کنار هم بودن لذت ببریم ،بدون حضور گوشی

  • نیلوبلاگ

    چقدر خوب است این آدمی که وقتی شما در کنارش هستید و قرار است ساعاتی را با هم بگذرانید مدام سرش توی گوشی نیست. وقتی دارید حرف می زنید توی اینستاگرام پست لایک نمی کند یا مشغول جواب دادن به پی ام های تلگرامش نیست. اصلا تلفن همراهش را از جیب یا کیفش بیرون نمی آورد. آن دقایق می شود انسانی بیگانه با ...

    ادامه مطلب
  • شما هم رفتید برای ثبت نام ریاست جمهوری؟

  • نیلوبلاگ

    خوب شد آقایون بعد از سی و اندی سال که از انقلاب. میگذرد و بارها و بارها مراسم. روح انگیز ثبت نام جهت کاندیداتوری (بر وزن دیکتاتوری ) ریاست جمهوری را به جا آورده اند.، بالاخره متوجه شدند که ثبت نام در این پروسه ملی نیازمند شرایط سنی ، تحصیلی،عقلی ،عقیدتی، سیاسی. و ... می باشد :))) باشد که رستگار شویم :))) امسال چقدر بهار مظلوم واقع شده ، دلم برای بهار میسوزد. ناخواسته وارد بازی جناح ها شده است :))) ...

    ادامه مطلب
  • سیاست را باید آموخت...

  • نیلوبلاگ

    همه چیز را آماده کرده بودم ، حتی به قیمت دعوا و ایجاد تنفر از خودم ، چند روز با خودم کلنجار میرم ، تحمل این اوضاع سخته ، دیگه نمیخواستم سکوت کنم ، بخاطر "سکوت" هزینه های گزافی دادم ، زخم های زیادی خوردم ، نمیخواستم این بار هم با سکوتم عقب نشینی کنم ، اما این بار یه قدم از من پیشی گرفت درست همه چیز را برنامه ریزی کرده بود ، همین اول صبح با کارش قفل سکوت زد به همه چی ، نمیدونستم باید چه کنم ، سکوتم را شکستم حرف زدم و همونطور که انتظار داشتم برنامه ریزیش از من قوی تر بود ... نمیفهمم چرا یاد نمیگرم آدم با سیاستی باشم ، باید دوباره بشینم فکرکنم و راه حل پیدا کنم ، دلم نمیخواد خودم را قاطی آدمهایی کنم که راحت از توانایی بقیه سو استفاده میکنند... دیگه نباید سکوت کرد......

    ادامه مطلب
  • الهی به امید تو

  • نیلوبلاگ

    «الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله؛ ألا بذکر الله تطمئن القلوب؛ کسانی که ایمان آوردهاند و دلهایشان به یاد خدا آرام میگیرد، آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مییابد.» ...

    ادامه مطلب
  • آرام شده ام، مثل درختی در پاییز

  • نیلوبلاگ

    خوشبختی یعنی زیر گوشت آرام زمزمه کند..."دوست دارم!...

    ادامه مطلب
  • ولی خب بدتر از سوزوندن دستت با هویه نبود که :-D

  • نیلوبلاگ

    خوابت رو دیدم + چی خواب دیدی؟ آزمایشگاه پنوماتیک بودیم،طبق معمول جر و بحث میکردیم و تو مثل همیشه داشتی از مداری که خودت رسم کردی دفاع میکردی... دست آخر زدی شلنگ تغذیه رو ترکوندی! از ته دل میخندم ... یادم نمیره اتفاقات جالب و صد البته خطرناکی که سر آزمایشگاه ها رخ میداد و باعث و بانیش خودم بودم ... سرش تکون میده و میگه بلد نیستی یه گوشه ساکت بشینی،مثل اسب سرکش میمونی ... سخته قانع کردنت حتی تو خواب! ...

    ادامه مطلب
  • یه روزی تنها دلیل شادیهام بود

  • نیلوبلاگ

    غم تو چشمامو ندید،تن خسته و بی جونم رو ندید،گوشیش رو روشن کرد و شروع کرد با لحنی پر از فخر فروشی عکسهاشو نشون داد، گفت همه عکس ها و ویدیوش برام میفرسته تا بهتر و با دقت تر ببینم موفقیتش رو، تا بهتر به عمق بیچاره بودنم نگاه کنم ،تلگرام رو باز کردم و تمام تلاش هایش را با یه "کلیر هیستوری "به فنا دادم ،خدایا تموم کن این بازی مسخره رو "لطفا"!!!...

    ادامه مطلب
  • چه چیز برایتان مهم است؟

  • نیلوبلاگ

    فرض کنید سه ماهی است که با یک آقای پسر خوشتیپ و مهربانو خوش اخلاق آشنا شده اید و اون آقا پسر قصد دارد با فراهم شدن حداقل شرایط تا شش ماه آینده به خواستگاری شما بیاید! در همین موقع ها، شب به خانه میروید و مادرتان میگوید آخر این هفته یک نفر به خواستگاری شما می آید! در شب خواستگاری که به اصرار پدر یا مادرتان برگزار میشود متوجه میشوید که آن فرد بسیار موفق و ثروتمند است!و مثلا ماشینی گه جلو در خانه شما است یک BMWاست. در حالی که فرد مورد علاقه شما که با هم قول و قرار گذاشته اید، آدم باهوش،پرتلاش و با استعدادی است ولی هنوز یک پراید یا 206دارد! و ماشین رویاهایش...

    ادامه مطلب
  • شب از نیمه گذشت و تو نیامدی.

  • نیلوبلاگ

    "تو"بزرگترین و شیرین ترین "خطا"ی من بودی!...

    ادامه مطلب
  • پر از حرفم،اما حرفی نیست ...

  • نیلوبلاگ

    شده کلی حرف داشته باشید ولی نتونید حرفی بزنید؟شده صد بار دستتون سمت کیبورد بره تا تمام افکارتون رو بنویسید اما حتی یک جمله هم نتونید بنویسید؟دارم میترکم از این همه حرفهایی که نمیتونم بنویسم ......

    ادامه مطلب
  • قند و کنسرت و لبخند بهانه است ...

  • نیلوبلاگ

    فاصله ی بین حرام و حلال، فقط چند میلیون پول ناقابل است: ) ...

    ادامه مطلب
  • ببخش که از اسم و بزرگیت و از غمت برای بزرگ جلوه دادن خودمان سو استفاده میکنیم

  • نیلوبلاگ

    مهم اینه که حتی اگه نون و پنیر هم نذری میدی از صمیم قلب باشه و برای رضای خدا، اگه کار خیری انجام میدی بخاطر خدا باشه و نه برای پٌست و مقام و دیده شدن ساده تر بگم بخاطر رضای خدا قدم بردار،نه رضای خلق خدا! ...

    ادامه مطلب
  • باید عاشق بودن و زندگی کردن را آموخت

  • نیلوبلاگ

    چشم دوخته بودم به جاده و درختانی که اطراف جاده را احاطه کرده بودند، یک لحظه تصور کردم اگر همین الان تک تک این درختها نابود شوند و شبیه به گرده هایی شوند که خودشان را بدست باد میسپارند و جاده روبرویم تا جایی که چشمهایم یاری میکند و میتوانم انتهای آن را ببینم آرام آرام در هم ریزد و زمین شروع به حرکت کند، ماه از آسمان به زمین بیاید و ستاره ها یکی یکی از بین بروند و آسمان شب در تاریکی مطلق فرو رود،و در نهایت من باشم و جهانی فرو رفته در سکوت و خاموشی چه خواهم کرد؟ ! یک لحظه دلم گرفت نه از تصور جهانی خاموش و تنهایی ام! بلکه برای تمام لحظه های خوبی که میتوانس...

    ادامه مطلب
  • اگه قرار بود چیزی باشی متفاوت از اینی که هستی؟!

  • نیلوبلاگ

    اگه این اختیار و قدرت انتخاب رو داشتید که با چه شکل و ظاهری و در قالب چه چیزی پا به جهان بذارید، دلتون میخواست چه چیزی باشید؟ خودِمن دلم میخواست یه پرنده آزاد و رها باشم، یا حتی یه نوع انسان پرنده!!! شما چطور؟ ...

    ادامه مطلب
  • عذر میخوام، من نادمم، ناصرم یاسرم جعفرم :-D

  • نیلوبلاگ

    دیدم بازار "عذرخواهی"مسئولین داغه، گفتم من هم "عذرخواهی کنم " :دی خدا خیرشون بده انقدر شیک و مجلسی و خداپسندانه از خیر گناهان مسئولین میگذرند،من که کلی لذت بردم :دی عمو زیلو باف شما هم بیا "عذر خواهی "کن تا اون زمین ها حلال بشه و دیگه شک و شبه ای باقی نمونه: ))) ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    الهی به امید تو | الهي به اميد تو | الهی به امید تو عباس حبیبی | ارام شده ام مثل درختی در پاییز | شب از نیمه گذشت | شب از نیمه گذشت و | شب از نیمه های زمستون گذشته | شب از نیمه گذشته | شب از نيمه گذشت | شب نیمه شعبان